السيد موسى الشبيري الزنجاني

1091

كتاب النكاح ( فارسى )

د ) آياتى كه در تحريم وطى در دبر مورد استدلال قرار گرفته است : 1 ) « هُوَ أَذىً » در آيهء « محيض » « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ » « 1 » تقريب استدلال : استدلال به قل هو اذى شده است بدين بيان كه اذى به معنى آلودگى و قذارت است . لذا مىفرمايد : چون اين محل هنگام حيض آلوده است نبايد از آن متمتع شويد . حال بدون ترديد محل غايط ( دبر ) اقذر و آلوده‌تر از محل خون حيض است پس بطريق اولى تمتع از آن جايز نيست . نقد استدلال : اما به اين استدلال اشكالاتى وارد است : اشكال اول : اذى مشترك ما بين قذر و اذيت است و ممكن است مراد اين باشد كه زن در حال حيض ناراحتى شديد دارد و در حال اذيت است و لذا بايد مراعات وى را نمود ؛ لذا نمىتوان از آن تعدى به حالت ديگر نمود . اشكال دوم : اگر مراد از اذى ، قذر و آلوده باشد كه عده‌اى چنين گفته‌اند بازهم اين نجاست نمىتواند علّت تامه براى اجتناب از زن باشد چون اين قذارت در استحاضه هم هست . حتى اگر در ايام حيض خون رقيق و همانند استحاضه باشد بايد اجتناب نمود و اگر در ايام استحاضه خون غليظ و همانند حيض باشد با اينكه قذارت و نجاست هست ، اجتناب لازم نيست . بعلاوه در غير حال حيض هم فرج نزديك مخرج بول نيز هست و با اينكه بول هم نجاست و قذارت دارد ، محذورى در تمتع از فرج نيست . لذا اذى به معناى نجاست ، علّت تامه نخواهد بود . اشكال سوم : اگر به فرض اذى به معناى قذر و نجس و علت تامه براى تحريم باشد ، معلوم نيست مراد از اين نجاست و قذارت ، نجاست و قذارت ظاهرى باشد و ممكن است قذارت معنوى مراد باشد كه در حيض هست و احكام خاصى دارد

--> ( 1 ) سورهء بقرة - آيهء 222